booklove

کاربر تازه وارد
  • تعداد ارسال ها

    2
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

درباره booklove

  • درجه
    1
  • تاریخ تولد تعیین نشده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. « مردی برای همیشه » نمایشنامه‌‌ ایی است که شهرام کرمی زندگی امام موسی صدر از مرحله تولد تا ربوده شدن وی در هفت صحنه برای نوجوانان به رشته تحریر درآورده است. به گزارش پایگاه خبری مهرک ، اذان برای موسی، یک شاخه گل برای پروین، روزگار صور، اولین شهید، گفت‌وگو با سنگ، آزادی را باور کن و مردی برای همیشه عنوان هفت صحنه این نمایشنامه هستند. شهرام کرمی مدیر مرکز هنرهای نمایشی پیشتر در مراسم رونمایی از این اثر گفته بود: «این کتاب جزء کارهای پر افتخار من است، چرا که برای نوشتن آن میل فراوانی داشتم. اگر قرار باشد از مجموعه آثارم یکی را انتخاب کنم و بگویم به کدام وابسته هستم، مردی برای همیشه جزء کارهایی است که واقعا با عشق آن را نوشتم و از آن همیشه به نیکی یاد خواهم کرد. وی ادامه داده بود: وابستگی من به امام موسی‌صدر از دوران کودکی آغاز شد. من با نام ایشان از همان دوران آشنا شدم، عکسی در منزل ما از ایشان وجود داشت که دست زیر چانه قرار دارد و من همیشه چهره نورانی این مرد مومن در خاطرم هست و همیشه فکر می‌کردم امام موسی‌صدر امام حاضر ماست. از همان روزها وابسته او شده بودم و یکی از ویژگی‌هایش جمال نورانی‌اش است.» در بخشی از این نمایشنامه آمده است: “امروز جمعه چهارده خرداد سال هزار و چهارصد خورشیدی برابر با بیست‌وچهار رجب سال هزار و چهارصد و چهل‌وسه قمری من سید موسی صدر فرزند سید صدرالدین صدر از اهالی ایران و ساکن لبنان در این زندان با دیوارهای بلند برای شما نامه می‌نویسم. من امروز نودوسه ساله می‌شوم و تولد خود را در این ظلمت و تاریکی به امید دیدن آفتاب جشن می گیرم. می دانم هنوز کسانی چشم انتظار من هستند و من با صدای بلند فریاد می زنم که موسی صدر زنده است. با ایمان به وعده خدا یقین دارم به‌زودی آفتاب را خواهم دید. در این زندان بشارت خداوند بر ایوب پیامبر را به یاد می آورم و روزهای روشن را انتظار می کشم.”
  2. «اسمت چیه؟ تربچه» داستان طنز کودکانه‌ به قلم عزت اله الوندی است که توسط مهرک به نوجوانان گرامی توصیه می شود. به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، این داستان درباره نوجوانی به نام پوریا است که عاشق انشا نوشتن است و در انشاهایش همیشه از عناصر تخیلی بهره می‌برد و داستانی خنده آور می‌آفریند. پوریا توسط موجوداتی غریب به یک سرزمین خیالی برده می‌شود و در آنجا با این‌یکی و اون‌یکی و خواهرشان تربچه آشنا می‌شود. موجوداتی تخیلی و جادویی که قادرند گاهی وقت‌ها اختلالاتی در زندگی آدم‌ها به وجود بیاورند. همانطور که سال‌ها است برای زندگی پوریا و خانواده‌اش اختلالاتی به وجود آورده‌اند و….. این داستان از عنصر تخیل برای خلق داستانی برای کودکان بهره گرفته شده که واقعیت و خیالی را با هم در می‌آمیزد و تخیل نوجوان را به کار گرفته مخاطب را به دنبال خود به عمق ماجرای داستان می‌کشاند. در این داستان تلاش شده تا آنجا که ممکن است از فضاهای امروزی و روزمره نوجوانان استفاده شود اما در عمق همخونی با داستان‌های کهن فارسی دارد. طنز و رنگ و بوی ایرانی آن از ویژگی‌های بارز این کتاب داستانی است. هر داستان این مجموعه با داستان‌های دیگر ارتباط موضوعی و شخصیتی دارد و قرار است در هر جلد شخصیت‌های جدیدی به داستان اضافه شود. در قسمتی از کتاب اینگونه آمده است: «پدر بزرگ می‌گوید: ” پدربزرگ من یه روز که داشته باغشو آبیاری می‌کرده یکی از اون یکی‌ها رو دیده اما اون یکی مرده نبوده، زن بوده. داشته لب چشمه دستاشو می‌شسته . بعد که فهمیده از اون یکی‌ها است، با بیل افتاده دنبالش اونم وایساده و تا تونسته کتک خورده، بعد از پدربزرگ‌امون خواسته و گفته من با هفت پشت تو کاری نخواهم داشت قول شرف می‌دهم اما بدان و آگاه باش که نفرینت می‌کنم که خودت و همه کسانی که از نسل تواند تا هفت پشت شلخته باشند».